امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

امیرعلی عشق مامان

سفره هفت سین ودومین عید سه نفریمون

ماهی هاروهنوزنذاشتم ازدست این پسره     سفره هفت سین ودومین عید چهارمین روزعیدماهی هاکاملا مستفیظ (درسته)شدن وپوپ روبرسرشون هوارکرد سکه هاهم یک لحظه سرجاشون نمیمونن عکسای تحویل سالمون 3نفری بودنشدبزارم ببینین امیرعلی چه درگیره باسکه ها ...
1 فروردين 1392

18ماهگیت مبارککککککککککککککککککککک

عزیزم پسرکم چه خوب شدبدنیاآمدی وچه خوبترشدکه دنیای من شدی وبرایم زیباترین لحظات رابه ارمغان اوردی 18 ماه باتوبودن برایم همچون روزی شیرین سپری شد عشقم امیدم دوستت دارم اخرین پست 1391 ...
29 اسفند 1391

ادامه لغت نامه ویه شعرجدید

امروزمامانی یه عالمه خوشحالم کردی چون دومین شعرتویادگرفتی وکلمات پیسی پیسی وقدقدوهیس وعیدی وهبایعنی هوارویادگرفتی وبله روهم دیروزیادگرفتی بخش های زیرخطدارروامیرعلی میگه حالابریم سراغ شعر یه توپ دارم...  قلقلیه سرخ وسفیدو  آبیه میزنم زمین ... هوا ...میره نمیدونم تاکجامیره من این ن  پوپو   نداشتم مشقاموخوب نوشتم  بابام بهم  عیدی دا   یه توپ  قلقلی داد ...
28 اسفند 1391

خسته نباشید

سلام ماماناخسته نباشیدشماکاراتون تموم شدمن که هنوزدرگیرم سفره روکه ازدست امیرعلی نمیتونم بچینم دریک آن توش بمب منفجرمیکنه تخم مرغاروهم امشب رنگ میزنم مثلاامروززودبیدارشدم کاراموانجام بدم انشاالله که تموم بشه شوهری هم که وقت سرخواروندن هم نداره کی میتونه توقع کنه که بیادکمک من خودشم بس که کارداشت بعدنمازاصلاخوابش نبردمنم از5بیدارم ولی حسش نبودازجام بلندشم .من هرسال تالحظه سال تحویل هم کاردارم نمیدونم چرا.....
28 اسفند 1391

پاپن

وای گل پسر شیرین زبونم همین الان که تووب بودم اومدی پاک کن رودادی دستم ازروی میزبرداشتی میگی پاپودیدم منظورت پاک کنه دوباره پرسیدم بازم میگی پاپون فدات بشم گلم ازدیروکه خمیربازیهاتوبهت دادم خیلی باهاشون سرگرمی گلم اصلاهم تودهنت نمیزاری 26/12 ...
26 اسفند 1391